خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - از دوستی قدری ارزن برای فاخته خواسته
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای همای همتت سر بر سپهر افراختهکس چو سیمرغت نظیری در جهان نشناخته
۲
دور بین چون کرکس و خصم افکنی همچون عقابباز هنگام هنر گردن چو باز افراخته
۳
طوطیان نظم کلام و بلبلان زیر نواجز به یاد مجلست نا داده و ننواخته
۴
بخت بیدارت خروسان سحرگهخیز رااز پگهخیزی که هست از چشم صبح انداخته
صفحهٔ ۱ از ۳