شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی ز عدل تو خلق خدای آسودهز خسروان چون تویی در زمانه نابوده
۲
جهان به تیغ درآورده جمله زیر نگینپس از تکبر دامن بدو نیالوده
۳
ز شیر بیشهٔ سلجوقیان به یک جولانشکاریی که به صد سال کرده بربوده
۴
هزار بار ز بهر طلایهٔ حزمتبسیط خاک جهان بادوار پیموده
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth