خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلص
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیدهوی چشم وزارت چو تو دستور ندیده
۲
بر پایهٔ تو پای توهم نسپردهبر دامن تو دست معالی نرسیده
۳
با قدر تو اوج زحل از دست فتادهبا کلک تو تیر فلک انگشت گزیده
۴
در نظم جهان هرچه صریر قلمت گفتاز روی رضا گوش قضا جمله شنیده
صفحهٔ ۱ از ۸