شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پریکوش تا آب سلیمان پیمبر نبری
۲
زانکه در نسبت ملک تو که باقی باداهست امروز همان رتبت پیغامبری
۳
تویی آن سایهٔ یزدان که شب چتر تو کردآنکه در سایهٔ او روز ستم شد سپری
۴
نامهٔ فتح تو سیاره به آفاق بردکه بشارت بر فتح تو نشاید بشری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth