خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟که در جمال تو دیدم کمال صنع خدا را
۲
چه بر خورند ز بالای نازک تو؟ ندانمجماعتی که تحمل نمیکنند بلا را
۳
نه رسم ماست بریدن ز دوستان قدیمیدرین دیار ندانم که رسم چیست شما را
۴
مرا که روی تو بینم به جاه و مال چه حاجت؟کسی که روی تو بیند به از خزینهٔ دارا
صفحهٔ ۱ از ۲