خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد سری میدهیم باد صبا راتا برساند به دوست قصهٔ ما را
۲
برسر کویش گذر کند به تانیبا لب لعلش سخن کند به مدارا
۳
پیرهن ما قبا کند به نسیمشبرکند از ما دگر به مژده قبا را
۴
مرهم این ریش کرد نیست، که عمریسینه سپر بودهایم زخم بلا را
صفحهٔ ۱ از ۳