خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مبارک روز بود امروز، یاراکه دیدار تو روزی گشت ما را
۲
من آن دوزخ دلم، یارب، که دیدمبه چشم خود بهشت آشکارا
۳
نه مهرست این، که داغ دولتست اینکه بر دل بر ز دست این بینوا را
۴
ز یک نا گه چه گنج دولتست این؟که در دست اوفتاد این بینوا را
صفحهٔ ۱ از ۲