شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خرابات گرو شد سر و دستار مراطلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا
۲
بفغانند مغان از من و از زاری منشاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا
۳
ساخت اندر دل ما یار خراباتی جایز خرابات به جایی مبر، ای یار، مرا
۴
اندر آمد شب و تا صومعه، زین جا که منمراه دورست، درین میکده بگذار مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth