شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلوای نباتست لبت، پسته دهانادر باغ گلی نیست به رخسار تو مانا
۲
زیر لبت ازوسمه نقطهاست، چه روشن؟گرد رخت از مشک زقمهاست چه خوانا؟
۳
گفتم: نتوانی دل شهری بربودننی، چون نتوانی، که شگرفی و توانا؟
۴
بس گوشه نشینی که ز هجر تو بنالداین ناله به گوشت نرسیدست همانا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth