خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نرگس تو فتنه و در فتنه خوابهازلف تو حلقهحلقه و در حلقه تابها
۲
حوران جنت ار به کمالت نگه کننددر رو کشند جمله ز شرمت نقابها
۳
دست قضا چو نسخهٔ خوبان همینبشتروی تو اصل بود و دگر انتخابها
۴
گر پرتوی ز روی تو در عالم اوفتدسر بر کند ز هر طرفی آفتابها
صفحهٔ ۱ از ۳