خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ نابحبذا روی نگار و لب کشت و سر آب
۲
صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشینچون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب
۳
عیش نیکوست کسی را که تواند کردنای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب
۴
اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه رویوی لب تو در غارت دین از همه باب
صفحهٔ ۱ از ۲