خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راستساقی، می شبانه بیاور، که روز ماست
۲
در باغ شد شکفته به هر جانبی گلیفریاد عندلیب ز هر جانبی بخاست
۳
تا پیش شاخ گل ننشینی، قدح به دستآشوب بلبلان بندانی که: از کجاست؟
۴
هر دم بنفشهوار فرو میروم به خوداز فکر جام لاله که: خالی ز می چراست؟
صفحهٔ ۱ از ۳