خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار ما امروز زان رخ با نواستشکر ایزد کان مخالف گشت راست
۲
گر چه یک چند از وفاداری بجستهم چنان وقت وفا داری بجاست
۳
عارض او در خم زلف چو مارآرزویی در دهان اژدهاست
۴
عیب نتوان کرد اگر روزی دو، دوستروی میپیچد، که دشمن در قفاست
صفحهٔ ۱ از ۳