شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هستسری چنین نه همانا بر آستانی هست
۲
بیا، که با گل رویت فراغتی دارمز هر گلی که به باغی و بوستانی هست
۳
اگر بخوان تو از لاغری نه در خوردیمهم از برای سگان تو استخوانی هست
۴
بگوی تا: نزند تیر غمزه جز بر ماچو ابروی تو کسی را اگر کمانی هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth