شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گو: هر که در جهان به تماشا روید و گشتما را بس این قدر که: به ما دوست بر گذشت
۲
تا او ز نقش چهرهٔ خود پرده بر گرفتما نقش دیگران ز ورق کرده‌ایم گشت
۳
وقتی ز خلق راز دل خود نهفتمیاکنون نمی‌توان، که ز بام او فتاد تشت
۴
انصاف داد عقل که: در بوستان حسندست زمانه بهتر ازین شاخ گل نکشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth