شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟که: آب دیدهٔ نظارگان ز سر بگذشت
۲
ز من چو زان رخ همچون قمر نشان پرسیدرسید بر فلکم آه و از قمر بگذشت
۳
تو بخت بین که: نخفتم شبی جزین ساعتکه خفته بودم و دولت ز پیش در بگذشت
۴
کدام پرده بماند درست و پوشیده؟بدین طریق که آن ترک پرده در بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth