شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشتباور مکن که: هیچ دلی گرد هوش گشت
۲
برخاستی که: زهر جدایی دهی بمابنشین، که آن به یاد تو خوردیم و نوش گشت
۳
دل خود تمام سوخته شد، جان خسته بوداو نیز هم به آتش دل نیم جوش گشت
۴
دیشب در اشتیاق تو، ای آفتاب رخاز غلغلم رواق فلک پر خروش گشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth