شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشتچون موی گشته خلقی ز آن موی تا به دوشت
۲
بر سر زند چلیپا از زلف پای بندتدم در کشد مسیحا از شکر خموشت
۳
بگدازد از خجالت، حال، نبات مصریچون پسته گر بخندد لعل شکر فروشت
۴
جان هزار بیدل در لعل آبدارتخون هزار عاشق در جزع فتنه کوشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth