شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشتکه ببیند، که نبخشد دل و دین و هوشت؟
۲
پای بر گردن گردون نهم از روی شرفگر چو زلف تو شبی سر بنهم بر دوشت
۳
طوطی چرب زبان، با همه شیرین سخنیدم نیارد که زند پیش لب خاموشت
۴
شهر پر شور شد از پستهٔ شکر پاشتدهر پر فتنه شد از سنبل نسرین پوشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth