شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شد آن سرو سهی؟ کز لب این بام برفتکه به یک دیدن او از دلم آرام برفت
۲
چه سخن کرد به چشم و چه شکر گفت ز لب؟که رواج شکر و قیمت بادام برفت
۳
به دلش بر بنهادیم و به جان پرسیدیمتا نگویی تو که: بی پرسش و اکرام برفت
۴
جام در دست گرفتیم به یاد دهنشمی به شرم لب او چون عرق از جام برفت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth