شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من ترک من خسته‌دل زار گرفتشد دگرگونه دگری یار گرفت
۲
این که در کار بلای دل ما می‌کوشیداثر قول حسودست که برکار گرفت
۳
دل من آینهٔ صورت او بود و ز غمآه می‌کردم و آن آینه زنگار گرفت
۴
نه عجب خرقهٔ پرهیزم اگر پاره شودبدرد دامن هر گل که درین خار گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth