خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفتحکایت تو به مرد و به زن بخواهم گفت
۲
حدیث چهره و قد و رخ تو سر تاسربه پیش سوسن و سرو و سمن بخواهم گفت
۳
ز چین زلف تو رمزی چو نافه سربستهدرین دو روز به مشک ختن بخواهم گفت
۴
حکایت ذقن و زلف و عارضت، یعنیحدیث یوسف و چاه و رسن بخواهم گفت
صفحهٔ ۱ از ۲