شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماه سر نهاده از مهر بر زمینتصد مشتری درخشان از زهرهٔ جبینت
۲
کار تو دل فروزی، شغل تو دیده دوزیدین تو بنده سوزی، ای من غلام دینت
۳
هر چنبری چو ماری، هر شقه‌ای تتاریهر حلقه زنگباری، از طره بر جبینت
۴
غم نیست گر شد آبم، یا هجر داد تابماز بوسه گر بیابم، دستی بر آستینت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth