شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بد میکنند مردم زان بی‌وفا حکایتوانگه رسیده ما را دل دوستی به غایت
۲
بنیاد عشق ویران، گر می‌زنم تظلمترتیب عقل باطل، گر می‌کنم شکایت
۳
صد مهر دیده از ما، ناداده نیم بوسهصد جور کرده بر ما، نادیده یک جنایت
۴
آیا بر که گویم: این قصهٔ پریشان؟یا بر که عرضه دارم این رنج بی‌نهایت؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth