شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شب تیره فرع گیسیویتاصل کفر از سیاهی مویت
۲
مه ز دیوان مهر خواسته نوروجه آن گشته روشن از رویت
۳
بی‌سخن دم ببسته طوطی راشیوهٔ شکر سخن گویت
۴
مشک را در فکنده خون به جگرنکهت زلف عنبرین بویت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth