خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزم خجسته بود، که دیدم ز بامدادآن ماه سرو قامت بر من سلام داد
۲
ماهی فکند سایه؟ اقبال بر سرمکز نور روی خویش به خورشید وام داد
۳
حوری که در مششدر خوبی جمال اونه خصل و پنج مهره به ماه تمام داد
۴
چشمش مرا بکشت، چه آرم به زلف دست؟سلطان گناه کرد، چه خواهم ز عام داد؟
صفحهٔ ۱ از ۳