شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیری که پریرم ز مناجات بر آورددی مست و خرابم به خرابات برآورد
۲
یک جرعه به ذات خود ازان بادهٔ صافیدر داد که گرد از من و از ذات بر آورد
۳
در بتکده‌ای برد مرا مست و بدیدمرویی، که خروش از جگر لات بر آورد
۴
خورشید جبینی، که فروع رخش از دورچون شعله زد، آشوب ز ذرات بر آورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth