شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزدز خواب هجر چشم دل به روی یار برخیزد
۲
تنم برخیزد، ار گویی، ز بند جان به آسانیولی از بند عشق او دلم دشوار برخیزد
۳
به سر سیم طبیبانش فرستیم و به جان تحفهز سرسام فراق او گر آن بیمار برخیزد
۴
سرم بر آستان او ، چوبینی برمدار او راکزان خاک او ندارد سر که بی‌دیدار برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth