شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟دردم تو می‌فرستی، درمانم از که باشد؟
۲
گفتی: برو ز پیشم، خود می‌روم، ولیکنزین غصه گر بمیرم تاوانم از که باشد؟
۳
چون در فراق خویشم زار و ضعیف کردیگر بار غم کشیدن نتوانم، از که باشد؟
۴
دردم همی فرستی هر ساعت از برخودباز آر به درد دوری درمانم، از که باشد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth