شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشدفروغ روی ترا جرم مشتری نکشد
۲
چنین که چشم تو آهنگ دین من داردحدیث من چه کند؟ گر به کافری نکشد
۳
به گرد کوی تو دیوانه‌وار کی گردمگرم کمند دو زلف تو، ای پری، نکشد
۴
بدان صفت که کمر در میان کشید ترامیان ما عجبست ار به داوری نکشد!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth