خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که چشمهٔ چشمش چنین ز گریه بجوشدچگونه راز دل خود ز چشم خلق بپوشد؟
۲
دلی که این همه آتش درو زنند بنالدتنی که این همه گرمی درو کنند بخوشد
۳
حدیث ماه رخش آن چنان که هست نگویممرا مجال نماند، ز مشتری، که بجوشد
۴
به کوشش از متصور شود وصال رخ توبه دوستی، که پشیمان شود کسی که نکوشد
صفحهٔ ۱ از ۲