خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه آخر دل من خراب از تو شد؟نه آخر دو چشمم پرآب از تو شد؟
۲
نه آخر تن ناز پرورد منگرفتار چندین عذاب از تو شد؟
۳
مکن خواب و چشم مرا غم بخورکزین گونه بیخورد و خواب از تو شد
۴
ز لب آب وصلی بدین سینه ریزکه برآتش غم کباب از تو شد
صفحهٔ ۱ از ۲