شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکدز شرم چون عرق از روی آن پسر بچکد
۲
سرشک چیست؟ که در پای او شدن حیفستسواد مردمک دیده کز بصر بچکد
۳
خیال اوست درین آب چشم و می‌ترسمکه وقت گریه مبادا به یک دگر بچکد!
۴
مرا که سینه کبابست و دل بر آتش اوعجب نباشد اگر خونم از جگر بچکد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth