خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرق چو از رخت، ای سرو دلستان، بچکدز خاک لاله برآید، ز لاله جان بچکد
۲
هزار سال پس از مرگ زنده شاید بودبه بوی آب حیاتی کزان دهان بچکد
۳
ازان حدیث لبت بر زبان نمیرانمکه نازکست، مبادا که از زبان بچکد
۴
ز شرم روی تو در باغ وقت گل چیدنگل آب گردد و از دست باغبان بچکد
صفحهٔ ۱ از ۳