شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامدبه سوی ما خبر او به هیچ باب نیامد
۲
دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکرز شکرش چه نمکها که بر کباب نیامد؟
۳
بیار من که رساند؟ که: بی‌جمال تو، یارانظر به زهره و رغبت به آفتاب نیامد
۴
شبی چو باد به ما بر گذار کردی و زان شبدو ماه رفت که در چشم ما جز آب نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth