خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون عشق در آید، قدم سر بنماندعشقت به بر آید، چو ترا بر بنماند
۲
توحید به جایی برساند قدمت راکش نیک و بد و مؤمن و کافر بنماند
۳
آنست ریاضت که: چو زان بوته برآییاز ذات تو جز روح مصور بنماند
۴
چندین به میسر شدن کار چه نازی؟آنست میسر که: میسر بنماند
صفحهٔ ۱ از ۳