خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یوسف ما را به چاه انداختندگرگ او را در گناه انداختند
۲
و آنگه از بهر برون آوردنشکاروانی را به راه انداختند
۳
از فراق روی او یعقوب راسالها در آه آه انداختند
۴
چون خریداران بدیدندش ز جهلدر بها سیم سیاه انداختند
صفحهٔ ۱ از ۴