خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم از کوی مغان دست به دست آوردنداز خرابات سوی صومعه مست آوردند
۲
هیچ میخواره ندارد طمع حور و بهشتاین بشارت به من باده پرست آوردند
۳
ساقیانش، ز می عشق چو گردیدم مستبه می دیگرم از نیست به هست آوردند
۴
زلف و خال و خط خوبان همه رنجست، آنهااز کجا این همه تشویش به دست آوردند؟
صفحهٔ ۱ از ۲