شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟به نام من ز لبت بوسه‌ای سؤال کند؟
۲
دلم قرین غم و درد و رنج و غصه شودچو یاد آن لب و رخسار و زلف و خال کند
۳
نه محرمی که لبم نامهٔ بلا خواندنه همدمی که دلم قصهٔ وصال کند
۴
نیامدست مرا در خیال جز رخ تواگر چه نرگس مستت جزین خیال کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth