خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکندکه جفای تو مرا دیده چو دریا نکند
۲
این چنین بیدل و بیچاره که ماییم امروزکس ندانم که جفا داند و بر ما نکند
۳
بوسهای گر بربودم ز لبت طیره مشوچون کسی تنگ شکر یابد و یغما نکند؟
۴
نیست تشویشم از آن کس که کند خو و اتوهمه تشویشم از آنست که خووا نکند
صفحهٔ ۱ از ۲