شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن شمایل موزون چو دل نگاه کندهزار نامه به نقش هوس سیاه کند
۲
ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب اونه طرفه گر دل من رغبت گناه کند
۳
به هجراو دل من غیر ازین نمی‌داندکه روز و شب بنشیند، فغان و آه کند
۴
برفت و در پی او آن چنان گریسته‌امکز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth