خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟هر دم ز عشق ناله بسانی همی کند
۲
او را همی زنند به صد دست در جهانوز زیر لب دعای جهانی همی کند
۳
سر بسته سر سینهٔ عشق بینوااز نی شنو، که راست بیانی همی کند
۴
بادیش در سرست و هوایی همی پزددستیش بر دلست و فغانی همی کند
صفحهٔ ۱ از ۳