شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قلندران تهی سر کلاه دارانندبه ترک یار بگفتند و بردبارانند
۲
نظر به صورت ایشان ز روی معنی کنکه پشت لشکر معنی چنین سوارانند
۳
تو در پلاس سیه‌شان نظر مکن به خطاکه در میان سیاهی سپید کارانند
۴
چو برق همتشان شعله بر تو اندازدبه پیششان چو زمین خاک شو، که بارانند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth