خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیگی که پار پختم چون ناتمام بودباز آمدم که پخته شود هر چه خام بود
۲
امسال نام خویش بشویم به آب میکان زهدهای پار من از بهر نام بود
۳
بسیار سالهاست که دل راه میرودوانگه بدان که: منزل اول کدام بود؟
۴
چون آمدم به تفرقه از جمع او، مگرآن بار خاص باشد و این بار عام بود
صفحهٔ ۱ از ۴