خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از آنِ که شَوَم کو نه ازان تو بُوَد؟یا چه گویم که نه در لوح و بیان تو بود؟
۲
سخن لب، که تو داری، نتوانم گفتنور بگویم سخنی هم ز زبان تو بود
۳
هر زمانم به جهانی دگر اندازی، لیکنروم جز به جهانی که جهان تو بود
۴
تن و دل گر به فدای تو کند چندان نیستخاصه آن کش دل و تن زنده به جان تو بود
صفحهٔ ۱ از ۳