شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق همان به که به زاری بودعزت عشق از در خواری بود
۲
دست بگیرد دل درویش رادوست که در مهد و عماری بود
۳
هم نکند صید چنان آهوییگر سگ ما شیر شکاری بود
۴
از گل و باغش نبود چاره‌ایدیده که چون ابر بهاری بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth