شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غیر ازو هر چه هست بازی بودما و من قصهٔ مجازی بود
۲
زود بگذر، که اصل ذات یکیستوین صفت‌ها بهانه‌سازی بود
۳
تو ز دستش بداده‌ای، ورنهدوست در عین دلنوازی بود
۴
نفس کافر ترا ازو ببریدهر که او نفس کشت غازی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth