شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟مگر همین دل مسکین چو ناگزیر شود
۲
به بوی زلف تو، از نو، جوان شوم هر بارهزار بار تنم گر ز غصه پیر شود
۳
گرم تمامت خوبان خلد پیش آرندگمان مبر که مرا جز تو در ضمیر شود
۴
بدان صفت که تو آن زلف می‌کشی در پایبهر زمین که رسی خاک او عبیر شود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth