خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بریدن حیفم آید بعد از آن عهدچنین رویی نشاید آن چنان عهد
۲
گرفتم عهد ازین بهتر نداریبه زودی تازه کن باری همان عهد
۳
چو گل عهد تو بس ناپایدارستاز آنم پیر کردی، ای جوان عهد
۴
به عهدت دست میگیری، چه سودست؟چو یک ساعت نمیپایی بر آن عهد
صفحهٔ ۱ از ۲