شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آیدچو پیدا شد ز غیر اوت بیزاری پدید آید
۲
به اول فارغ فارغ نماید خویش را از توبه آخر اندک اندک زو طلب‌گاری پدید آید
۳
شبی گر با خیال او بخوابی، آشنا گردیجهانی را از آن خواب تو بیداری پدید آید
۴
از آن مستی به هشیاری رسی لیکن به شرط آنکه مستان را نیازاری چو هشیاری پدید آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth